... وآنچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد!!!
ديروز (يكشنبه 27/2/88) به همراه خانواده رفتيم دكه روزنامه فروشي يادبود بندرعباس كه نشريه بگيريم. دختر كوچكم (فاطمه) كه نزديك 5 سال سن دارد نيز همراه بود. من كه نشريه سياسي خريدم . خانمم نيز نشريات مورد علاقه خود را خريد و فرزندم اصرار داشت چيزي بخرد كه عكس «جومونگ» را داشته باشد. بالاخره بعد از كلي واكاوي يك مجله رنگي نيز كه تقريبا تمام صفحات آن عكسهاي هنرپيشه هاي سريال كره اي «افسانه جومونگ» بود را خريديم و جالب بود كه داخل ماشين كه نشستيم دخترم با نگاه به همه عكسها اسمهاي هنري آنها كه دراين سريال به اين نام معروف هستند را مي شناخت وبا علاقه درمورد آنها اظهار نظر مي كرد وچه اسمهاي سخت و مشكلي هم بودند!
با خود فكر كردم كه فرزند وفرزندان من وديگر فرزندان اين آب وخاك چقدر درخصوص تاريخ ومشاهير خود آشنايي دارند؟ آيا داستانهاي مردان جاودانه اي كه به خاطر اين مرز و بوم جانفشاني نموده اند و پاسبان ميهن بوده اند را چقدر مي شناسند؟ چقدر شخصيتهاي واقعي همانند كوروش، خشايارشاه ، آريوبرزن، سلطان محمد خوارزمشاه ، سمك عيار ، ابومسلم خراساني و... را مي شناسند وبا سرگذشتشان آشنايي دارند؟ تا چه اندازه با افسانه هاي ملي ما همانند رستم ، سهراب ، گيو، اسفنديار ، آرش كمانكير ، سياووش، امير ارسلان نامدارو... آشنا هستند؟
چرا بايد جوانان ما و حتي پيرمردهاي ما اطلاعات زيادي در مورد اين مسائل داشته باشند؟ وقتي كه صداوسيماي ما براي اين مسائل تره هم خرد نمي كند و وهيچ اهميتي به آنها نمي دهد ، چگونه اين داستانها و افسانه ها عالم گير مي شوند؟ وقتي كه جوانان ما در مورد مشاهير وافسانه هاي كشور خود ( كه بسيار آموزنده و جذاب هستند) چيزي نمي دانند توقع داريد كه جوان كره اي ، ژاپني ، آمريكايي ، اروپايي و... در اين موارد اطلاعات داشته باشند؟
سرمايه گذاري در زمينه معرفي پيشينه غني فرهنگي و شناساندن آن در وهله اول به جوانان هم ميهن سبب تقويت غرور ملي ، همبستگي و اعتماد به نفس آنها مي شود كه مي تواند نتيجه آن موفقيت بيشتر جوانان باشد. از سويي معرفي اين ذخاير به جهانيان سبب جلب توجه آنها نسبت به تاريخ و پيشينه ما خواهد بود وموجب احترام وكرنش مخاطبين غير ايراني خواهد گرديد. دنيا بايد بداند كه ما چه گذشته ي درخشاني داشته ايم واين درحاليست كه خود ايرانيها با اين مفاخر غريبه هستند. چرا بايد اجازه دهيم فيلمي به نام 300 منتشر شود و جهانيان از طريق يك فيلمي كه ديدگاه مغرضانه نسبت به ما و كشورمان دارد آشنا شوند و ما فقط واكنشهاي عصبي و بي تأثير نشان دهيم؟ واقعا رسالت سازمان صدا وسيما با آن بودجه نجومي ودرآمد هنگفت تبليغاتي در اين زمينه چيست ؟
صدا وسيما مي بايست ضمن سرمايه گذاري و ساخت فيلمهاي جذاب دراين خصوص نمايش فيلمهاي ساير كشورها را منوط به نمايش فيلمهاي مربوط به شخصيتها وافسانه هاي ايراني در همان كشور كند. مثلا اگر جومونگ را با قيمتي گزاف خريداري و نمايش مي دهد الزاما بايد فيلمي نيز با مضمون يادشده تهيه و با امضاي پروتكلي تلويزيون دولتي آن كشور را متعهد به نمايش آن براي مخاطبين خود كندتا فرهنگ ايراني نيز از اين طريق درساير كشورها معرفي شود نه اينكه فقط ابزاري شويم براي معرفي فرهنگ ديگران. تازه اگر فيلمهاي خوب وجذابي بسازيم – كه حتما ظرفيت آن هم هست – نيازي به چنين كاري نيست واي بسا خود شبكه هاي تصويري غير دولتي نيز براي افزايش مخاطب ودرآمد خود آن را خريداري ونمايش دهند. ولي متأسفانه كجاست خردمندي كه اين مسائل را پيگيري و اجرا كند؟
من به عنوان يك اصلاح طلب كه همواره به اصلاح طلبي خود اقرار وافتخار نموده ام به واسطه اعتقادي كه به گفتگو ، صلح وآرامش دارم عرض مي كنم كه با شناخت ايرانيان از فرهنگهاي ديگر مخالفتي ندارم وبلكه آن را توصيه مي كنم تا تعصبات بي جا و صلح برانداز كمتر شوند اما طبيعتاً وقتي مي بينم دراين جريان يكسويه ما به يك مصرف كننده و وارد كننده صرف تبديل مي شويم وقبل از فرهنگ خود فرهنگ ديگران را مقدم مي داريم وقدمي درجهت معرفي فرهنگ ملي براي مردم خود كشور وديگر جهانيان انجام نمي دهيم حق دارم اظهار نگراني كنم.
مردم ما در جريان فيلم يوسف پيامبر با معصوميت حضرت يوسف آشنا شدند كه اقدامي سنجيده وبه جا بود. ولي آيا كسي از پاكدامني سياووش و مظلوميت او چيزي مي داند؟
صدها سوال بي پاسخ در اين زمينه مطرح است كه بايد بكوشيم براي آن جوابي بگيريم تا نشان دهيم كه وطن پرستي امثال فردوسي وخيال پردازيهاي شاعرانه وعارفانه نظامي گنجوي ها كه شاهكارهاي بي بديل آنها نبايد اينگونه با كم توجهي مردم همان كشور مواجه شود. ( ببخشيد اين همه علامت سول در اين مطلب درج كردم)
تولد وبلاگ جناب آقاي دكتر يوسف پادگانه را تبريك گفته و قول مي دهم نامه اي كه قرار بود براي جنابشان تنظيم كنم همچنان روي ميز قرار دارد.
